شيخ ذبيح الله محلاتى

54

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

عزيزه‌اى باشد كه زائيده مىشود از وساوس طمع و اشباح تخيلات از براى هيكل طبيعى بوجود مىآورد براى شخص شجاع ترس را و براى شخص ترسو و جبان شجاعت را و هر انسانى و مىپوشاند بر هر انسانى عكس طبيعتش را . و از ابو على بن سينا نقل كرده كه او كتابى در عشق تصنيف كرده و اطالهء كلام نموده و گفته كه عشق اختصاص بنوع انسان ندارد بلكه در جميع موجودات از فلكيات و عنصريات و مواليد ثلاث يعنى معدنيات و نباتات و حيوانيات جارى و سارى است . و نيز گفته‌اند العشق انجذاب القلوب على مغناطيس الحسن و كيفية هذا الانجذاب لا مطمع فى الاطلاع على حقيقتها و انما يعبر عنها بعبارات تزيد الخفاء كالحسن فى انه امر يدرك و لا يمكن التعبير عنه . و جالينوس حكيم گفته عشق عبارت از فعل نفس است كه آن مستور است در قلب و كبد و دماغ و در دماغ سه مكان باشد كه هريك ظرف شيئى مىباشد در مقدمهء دماغ ظرف تخيل است و در دوم وسط دماغ ظرف تفكر است و در سوم كه آخر دماغ است ظرف تذكر است و نمىشود كسى را عاشق گفت مگر آنكه خيال و فكر و ذكر او توجه بمعشوق داشته باشد و علامتش اين است كه عاشق از طعام خوردن بازماند به جهت اشتغال قلب و كبد و نيز از خواب كردن بازماند به جهت مشغول بودن دماغ بفكر و ذكر و خيال محبوب ، هرگاه اين حالت براى او روى داد او عاشق است و در اخبار لفظ عشق كمتر ديده مىشود . 37 - بانوئى كه غلط از قاضى گرفت منقول از كتاب حديقة الافراح است كه زنى براى مرافعه و خصومت بنزد قاضى آمد چون دعواى خود را تقرير كرد گفت ( جاء معك شهودك ) آن زن جواب او را نداد كاتب قاضى گفت ( ان القاضى يقول لك جاء شهودك معك قالت نعم ثم التفتت الى القاضى و